کیارش رفته سراغ کابینت های آشپزخونه مامان بزرگ
کیارش کوچولو داشت سعی میکرد پای خودشو گاز بگیره
کیارش و هلیا خانم در عروسی عموحسین
آقا کیارش و بابا مصطفی مهربونش
کیارش حبه نبات در فیگورهای مختلف
وقتی زندگی عمه سقای امام حسبن(ع) شد
قربون اون خنده هات برم
کیارش بعد از حموم کردنش..
روروک سواری عزیزدل عمه تو خونه مادربزرگ
کیارش عزیز تو اتاقش مشغول بازی بود ..